بررسی آثار پرتیراژ و پرفروش حوزه کتاب در زمینه دفاع مقدس نشان میدهد که مخاطبان بیشتر نسبت به آثار خاطرهگو و روایتگر اقبال نشان میدهند.
خاطرات شیرزن کُرد که پدر و برادرش را دفن کرد
حجم تبلیغات و صحبتهای پیرامونی، و همچنین شمارگان چاپ، باعث میشود که در ابتدای فهرست مورد نظر، کتاب «دا» را قرار بدهیم. اثری که در حال حاضر صد و پنجاه و دومین نوبت چاپ آن در بازار نشر عرضه شده است.
«دا» یک کتاب خاطرهمحور است که درباره ادبیات بودن یا نبودنش بحثهای زیادی شده است. نکته مهمی که درباره این کتاب وجود دارد این است که هنوز به دلیل عدم هماهنگی و توافقها، اثر اقتباسی یا برگرفته از آن که در شان این کتاب باشد، تولید نشده است. تنها یک برنامه تلویزیونی که در آن بانوان بازیگر کشور به خوانش این کتاب میپردازند، از سیما پخش شد و نمایشنامه رادیویی آن نیز از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.
این کتاب شامل خاطرات سیده زهرا حسینی است که به قلم سیده اعظم حسینی تدوین شده است. زهرا حسینی از اهالی خانوادههای ایرانیانی بود که به عراق مهاجرت کرده بودند و پیش از شروع جنگ به ایران بازگشتند. پدر حسینی یک مبارز و انقلابی ضد حکومت بعث بود. پدر و برادر حسینی در جریان اشغال خرمشهر شهید شدند و نکته مهم و جالب درباره این زن، دفن این دو است که باعث ساخته شدن شخصیت محکم و استوار وی در سالهای جنگ شد.
کتاب «دا» روی بسیاری از مخاطبانش تاثیر گذاشته و بسیاری هم آن را خواندهاند؛ حتی خیلی از افرادی که اهل کتابخواندن نیستند. این کتاب همچنان تجدید چاپ میشود.

داستانهای سخت شیرمرد بیادعا در خاکهای نرم کوشک
شهید عبدالحسین برونسی یکی از فرماندهان بیادعای جبهههای جنگ در دوران دفاع مقدس بود که فیلم سینمایی «به کبودی یاس» نیز با نگاه به زندگی وی ساخته شده است. دیگر کتاب پرفروش و پراقبالی که بازار کتابهای دفاع مقدس و جنگ به خود دیده، درباره این فرمانده است. «خاکهای نرم کوشک» هم مانند «دا» از پرفروشهای کتابهای دفاع مقدس است تنها با این تفاوت که ناشر دو کتاب متفاوت است و تعداد نوبتهای چاپ این کتاب، بیشتر از دا است. «خاکهای نرم کوشک» را انتشارات خصوصی ملک اعظم به تحقیق و قلم سعید عاکف به چاپ رسانده است.
این کتاب شامل خاطرات دوستان و آشنایان شهید برونسی است و مانند «دا» کتابی نیست که راویاش خود شخصیت اصلی اثر باشد. «خاکهای نرم کوشک» در نمایشگاه امسال کتاب تهران به چاپ صد و هشتاد و پنجم رسید.
شهید عبدالحسین برونسی از اهالی مشهد بود که پیش از انقلاب به عنوان مبارز انقلابی با رژیم پهلوی مبارزه میکرد و با پیروزی انقلاب از اجرای حکم اعدام نجات پیدا کرد. او پس از شروع جنگ به عنوان یکی از فرمانده های سپاه مشغول به خدمت بود تا در سال 63 به شهادت رسید و پیکرش بعد از 27 سال تشخیص هویت شده و به زادگاهش بازگشت.

رزمنده قویهیکل مشهدی که پشت فرمانده عراقی را به خاک رساند
دیگر کتاب پراقبال دفاع مقدس، مانند «دا» توسط انتشارات سوره مهر چاپ شده است؛ کتابی که درباره شهید محمدحسن نظرنژاد (بابانظر) است. البته این کتاب با «خاکهای نرم کوشک» هم تشابه دارد و این وجه تشابه این است که کتاب درباره یک شهید مشهدی مانند شهید برونسی است.
بابانظر یک پهلوان و کشتیگیر خراسانی بود که با بدن قوی و پهلوانی خود زبانزد رزمندگان بود. او در یکی از عملیاتهای دفاع مقدس، بعد از انجام عملیات، با یکی از افسران عراقی که هنوز اسیر نشده بود، درگیر شده و پشت او را به خاک میرساند. کتاب بابانظر در سال 88 منتشر شد و تا یک سال بعد از انتشارش، به چاپ بیست و چهارم رسید. این کتاب هم مانند «دا» حاوی خاطرات است که شخصیت محوری آنها را در قالب یک مصاحبه بیان کرده است. مصاحبهکننده نیز حسین بیضایی بوده است.
بابانظر که یک جانباز جنگی بود، بعد از جنگ در سال 75 به دلیل تنگی نفس و ایست قلبی ناشی از عوارض جنگ، به شهادت رسید. در حال حاضر چاپ پنجاه و دوم این کتاب از خرداد ماه سال گذشته در بازار است.

خاطرات آچار به دستِ طلایی
از میان کتابهایی که تا اینجا، معرفی شدهاند، دو کتاب متعلق به انتشارات سوره مهر هستند. اما کتاب بعدی، برای انتشارات فاتحان است. این کتاب خاطرات حاج عباسعلی باقری مشهور به «حاج عباس فابریک دستطلا» را شامل میشود که مکانیک و تعمیرکار جبههها بوده است. این کتاب با عنوان «عباس دستطلا» چاپ شد و محبوبه معراجیپور مصاحبه و تدوین آن را به عهده داشته است. «عباس دستطلا» برای اولین بار در سال 91 چاپ شد و در نمایشگاه کتاب امسال تهران هم مورد استقبال زیادی توسط عموم مردم قرار گرفت و پس از نمایشگاه نیز به سرعت به چاپهای پنجم و ششم رسید.
اشاره دیگر این که از میان کتابهای معرفی شده، 2 کتاب درباره اشخاص شهید شده و 2 کتاب دیگر درباره چهرههای زنده هستند. «دا» و «عباس دستطلا» درباره رزمندههایی هستند که این روزها بین ما هستند اما «خاکهای نرم کوشک» و «بابانظر» مربوط به دو شهید هستند. ویژگی مشترک همه این کتابها هم توجه ویژه رهبر انقلاب به آنهاست.
«مقام معظم رهبری فرمودند: من شما را میشناسم. نفسها در سینه برای چند ثانیه حبس شد. من گفتم: مگر شما بنده را میشناسید!! اینجا بود که مقام معظم رهبری صحبت بنده را قطع کردند و فرمودند: من شما را میشناسم مگر شما عباس دست طلا نیستید؟» این هم نقل قولی از خود عباس دستطلا که در رسانه منتشر شد و میزان اهمیت کتاب مورد نظر را نزد رهبر انقلاب نشان میدهد.
«عباس دستطلا» همچنان در بازار نشر با استقبال روبروست و میفروشد.

دختر امدادگری که اسارت در اردوگاههای عراق را تاب آورد
کتاب بعدی، محصول انتشارات بروج است. کتابی که چندی پیش در مراسم تقدیر و تجلیل از آثار و نویسندگان دفاع مقدس، از تقریظ مقام معظم رهبری بر آن، رونمایی به عمل آمد؛ کتاب «من زندهام» شامل خاطرات معصومه آباد که در سالهای ابتدایی جنگ به عنوان امدادگر در جبهه مشغول بوده و به اسارت بعثیها در میآید.
«من زندهام» به چاپ چهل و دوم رسیده است و تقریظ رهبر انقلاب بر آن از چاپ سی و هفتم به بعد، در کنار کتاب به انتشار میرسد که البته در استقبال از این اثر بیتاثیر نبوده است. این کتاب خاطرات امدادگری را شامل میشود که رابط محرم و نامحرم برایش مهم بود و هیچگاه تسلیم اخلاق و رفتار تند زندانبانان عراقی نشد و در مقابلشان ضعف نشان نداد.

خاطرات مربوط به پایی که جا ماند
یکی دیگر از کتابهای پرفروش حوزه جنگ که به تعدد به چاپ رسید، «پایی که جاماند» شامل خاطرات سید ناصر حسینیپور است. این کتاب که توسط راویاش به مامور شکنجهاش در اردوگاههای عراق تقدیم شده، 198 خاطره و ماجرا را از دوران اسارت این رزمنده شامل میشود. حسینیمهر خاطرات خود را در کاغذهای کوچک و جلد سیگار نوشته و آنها را در عصایی که برای راحتتر راه رفتن به همراه داشت، مخفی میکرد. این کاغذنوشتهها حالا تبدیل به کتابی به نام «پایی که جا ماند» شدهاند.
سید علی هاشمی یکی از فرماندهان مهم جنگ بود که پیکرش سالها پس از شهادتش به میهن بازگشت. این که یک رزمنده پیک علی هاشمی باشد، برای عراقیها بسیار مهم بود. بنابراین آغاز اسارت او همراه شد با شکنجه و آثار و اذیتهای بسیار.
«پایی که جا ماند» از دیگر کتابهایی است که رقم تجدید چاپشان 2 رقمی شده است. این کتاب تا زمان برگزاری بیست و هفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به چاپ چهل و هشتم رسید.

خاطرات مردی که جنگ، چهرهاش را در هم کرد
دیگر کتابی که رقم تجدید چاپ شدنش 2 رقمی است، «نورالدین پسر ایران» است. این رزمنده تبریزی که جنگ صورتش را مجروح و در هم کرده است، به مدت 40 ساعت با معصومه سپهری مصاحبه کرده است. حاصل این مصاحبهها، کتاب «نورالدین پسر ایران» است که روایت تصویری و هیجانانگیز را از سلحشوریهای رزمندگان در عملیاتهای بدر، والفجر هشت و کربلای 4 ارائه میکند. رهبر انقلاب بر این کتاب نیز تقریظ نوشته و از آن به عنوان یکی از آثار ماندگار ادبیات دفاع مقدس یاد کردهاند.
«نورالدین پسر ایران» چاپ شصتم را هم تجربه کرده است و ناشرش انتشارات سوره مهر است.
دیگر پرفروشهای سوره مهر
«کالکهای خاکی»، «کوچه نقاشها»، «دختر شینا»، «لشگر خوبان» و «همپای صاعقه» از دیگر کتابهای مهم و تاثیرگذاری هستند که سوره مهر در این حوزه به چاپ رسانده است.

پالتوییهای روایت فتح
انتشارات روایت فتح از دهه 80 به انتشار مجموعهای کتابهای مختلف در حوزه جنگ پرداخت که مورد استقبال قرار گرفتند. این کتابها که با قطع پالتویی منتشر میشدند، حوزههای موضوعی مختلفی را شامل میشدند. مثلا یکی از این مجموعهها، «یادگاران» یا مجموعه دیگر «روزگاران» نام داشت. کتاب غواصان، پرستاران و یا... از جمله کتابهایی بودند که به عنوان زیرمجموعه این عناوین به چاپ میرسیدند. ویژگی این کتابها، برشهای کوتاه از خاطرات بودند که حجم کمی هم اما تاثیرگذاری بالایی داشتند.
مجموعه دیگر از پالتوییهای روایت فتح، کتابهای «اینک شوکران» بودند که خاطرات همسران جانباز را در بر میگرفتند. اولین عنوان از این مجموعه که تحت زیرعنوان «اینک شوکران -1» به چاپ رسید، کتاب مربوط به خاطرات فرشته ملکی همسر شهید منوچهر مدق بود؛ جانبازی شیمیایی که خاطرات عاطفی و متاثرکننده همسرش، احساسات و اندیشه هر مخاطبی را تحریک میکند.
کتابهای «نیمه پنهان ماه» نیز از دیگر کتابهای قطع پالتویی خاطرات روایت فتح بودند که خاطرات همسران شهدایی چون همت، چمران، باکری و ... در میان آنها از عناوین محبوب بود.

کتابهای مربوط به لیلی و مجنونهای جنگ
31 شهریور؛ آغاز هفته دفاع مقدس
مقدمه
آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیفتد؛ چرا که دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی این ملّت قهرمان است. مردان این دیار در پی تجاوز کفتار صفتان ننگ و نفرین، در هفت شهر عشق، هشت بهار، آزادگی را پیمودند و حماسه آفریدند.
هفته دفاع مقدس
۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است و از ۳۱ شهریور تا 6 مهر ادامه دارد.
31 شهریور سالروز آغاز جنگ تحمیلی
در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد. صدام حسین رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربینهای تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد.
جنگی نابرابر در شرایطی به ایران تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی بویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناح های وابسته به غرب و شرق، با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیریهای نظامی در صدد تضعیف نظام بودند و نیروهای نظامی نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب، هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند.
آمریکا برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی و در نهایت تسلیم آنها حمایت پنهان و آشکار خود را در کلیه زمینههای سیاسی، نظامی، اقتصادی و ... از رژیم بعثی عراق به اجرا گذاشت. از سوی دیگر نیز ابرقدرت دیگر جهان یعنی شوروی که متحد عراق محسوب میشد، خصومتش را با نظام اسلامی که شعار نه شرقی و نه غربی را سرلوحه کار خود قرار داده بود و در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی، این تجاوز را محکوم کرده بود، بیش از پیش نمود.
در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق جنگی تمام عیار را علیه ایران آغاز کرد
ارتش عراق که بر اساس محاسبات خود از وضعیت داخلی و خارجی ایران، فتح یک هفتهای تهران را در سر میپرورانید، در روزهای نخست تجاوز، بدون مانعی جدی در مرزها تا دروازههای اهواز و خرمشهر پیش تاخت. تحت چنین شرایطی امام خمینی (ره) به خروش آمد و ندای ملکوتیش دلهای شیفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از کیان جمهوری اسلامی نمود؛ بطوریکه، نیروهای مردمی بدون امکانات و تجهیزات و حتی آموزشهای نظامی به مقاومت پرداختند.
علیرغم کارشکنیهای رییس جمهور وقت بنیصدر، دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابی ایران شکل گرفت و نیروهای جوان و شهادت طلب به جبههها شتافتند. پس از شکلگیری اتحاد و انسجام در میان نیروهای انقلابی و طرد نیروهای وابسته، حماسهای مقدس شکل گرفت که در تاریخ ایران اسلامی بیسابقه بود. حماسه دفاع مقدسی که برکات و دستاوردهای بینهایتی را برای ملت ایران به ارمغان آورد. جهاد و شهادت مردمان با ایمان و مخلص این سرزمین، ستونهای نظام اسلامی را تا مدتها مستحکم نمود.
ویژگی های دفاع مقدس
- دفاعی بودن
بی
تردید، مقدس ترین جهاد، جهادی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانی صورت
گرفته باشد. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، جنگی ناخواسته را به کشور ما
تحمیل کرد و با نادیده گرفتن استقلال سرزمین ما به ایران اسلامی تجاوز کرد.
از این رو، مردم غیرتمند ایران، در دفاعی مقدس، از حق خود که دفاع از
استقلال سرزمین و هویت دینی ـ ملی خود بود، دفاع کردند.
- معنویت جبهه های جنگ و دفاع مقدس
از
جلوه های معنویت در دفاع مقدس، حالت تضرع، استغاثه و راز و نیاز عارفانه
رزمندگان اسلام بوده است. دفاع مقدس، فرصت نمایش خالصانه ترین و زیباترین
مناجات ها و دعاها را پدید آورد. در کنار نماز و قرآن، دعا وسیله دیگری بود
که یاد خدا را در دل رزمندگان زنده نگاه می داشت، به آنان قدرت روحی می
بخشید و تحمل سختی های نبرد را برای آنان آسان تر می ساخت.
- استقامت رزمندگان و فرماندهان در نبرد
فرماندهان
در سخنان خود درباره دفاع مقدس، به پایداری و مقاومت رزمندگان در عملیات
های مختلف اشاره کردند و آن را از علت های پیروزی لشکر اسلام برشمرده اند.
سردار شهید، مهدی زین الدین، درباره مقاومت و ایستادگی و تأثیر آن در
پیروزی می گوید: «تنها کسانی که در صحنه نبرد راست قامتانند که به خداوند
اتکال نمایند و با توکل بر او پیش بتازند. نه در سختی ها و نه در پیروزی
ها، در هیچ کجا از یاد او غافل نشوند و محکم و مقاوم چون کوه بایستند و
دشمن را از پای درآورند و این صفت فقط مخصوص رزمندگان اسلام است. در هیچ
کجای دنیا آن کسانی که اعتقاد به خداوند و اعتقاد به معاد روز قیامت
ندارند، نمی توانند دارای چنین مقاومت و ایستادگی باشند. رمز پیروزی صحنه
نبرد، مقاومت و ایستادگی است».
از ارزش هایی که رزمندگان در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر آن است
- شجاعت فرماندهان در دوران دفاع مقدس
شجاعت
فرماندهان، در دوران هشت سال دفاع مقدس، مثال زدنی بود. یکی از رزمندگان،
از شجاعت سردار شهید مهدی باکری در عملیات فتح المبین چنین سخن می گوید:
«شب عملیات، هفت ساعت راه باید می رفتیم تا به منطقه می رسیدیم و دشمن را
غافل گیر می کردیم. حدود شش ساعت راه رفته بودیم که یک دفعه متوجه شدیم راه
را گم کرده ایم. به شدت مضطرب شده بودیم. با چند نفر به جلو رفتیم تا راه
را پیدا کنیم. من متوجه شدم یک نفر از جلو می آید. با خود گفتم حتما دشمن
است. صدا کردم کیستی؟ گفت: من باکری هستم، فورا به عقب برگرد و نیروها را
بیاور. شاید کسی باور نمی کرد او جلوتر از ما رفته، دشمن را دور زده و آمده
بود ما را هم ببرد. بعد به ما گفت: نترسید، همه نیروهای دشمن خواب هستند».
- بزرگواری و مروّت در حال قدرت
از
نمونه های بزرگواری رزمندگان در دفاع مقدس، خودداری از بمباران و گلوله
باران مناطق مسکونی عراق بود. خلبانان و نیروهای توپ خانه می توانستند
مناطق مسکونی را به عنوان مقابله به مثل ناامن سازند و دشمن را با مشکلی
جدی رو به رو کنند، ولی پای بندی آنان به ارزش های اخلاقی، سبب می شد در
طول هشت سال دفاع مقدس هیچ گاه از این حربه استفاده نکنند.
- بی اعتنایی به دنیا
از
ارزش هایی که رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به
دنیا و مظاهر فریبنده آن است. رزمندگان اسلام در دوران نوجوانی و جوانی و
اوان ظهور خواسته های بی شمار مادی، به همه لذت های دل فریب دنیا پشت پا
زدند و حضور در جبهه و دفاع از میهن و نظام اسلامی را برتر دیدند. بی گمان،
بدون دل بریدن از دنیا و دل بستن به آخرت، رزمندگان هیچ گاه توفیق آفرینش
حماسه های سترگ و ماندگار دفاع مقدس را نمی یافتند.
- شهادت طلبی رزمندگان در دفاع مقدس
از
عوامل پیروزی آفرین در صحنه نبرد، خطرها را به جان خریدن و به پیشواز مرگ
سرخ رفتن است. ترس از مرگ و اشتیاق به زنده ماندن، با روح جنگ جویی و
رزمندگی ناسازگار است. یکی از ارزش هایی که رزمندگان اسلام با تکیه بر آن
توانستند پیروزی های بزرگی را برای جبهه حق به ارمغان آورند، شهادت طلبی
است. رزمندگان اسلام از آن جا که دفاع در برابر تهاجم بعثیان را مقدس می
دانستند و کشته شدن در این راه را برای خود، مرگی سعادت آفرین و افتخارآمیز
ارزیابی می کردند، نه تنها از دادن جان دریغ نمی ورزیدند که شیفته آن
بودند. شهادت طلبی رزمندگان اسلام به عنوان عامل مؤثر معنوی، از امتیازهای
جبهه حق در برابر جبهه باطل بود.
شهید محراب آیت الله سید اسدالله مدنی در سال 1293 هجری شمسی مطابق با 1323
هجری قمری در دهخوارقان (آذر شهر) کنونی دیده به جهان گشود. وی فرزند آقا میر علی
بود که در بازارچه شهر به شغل بزازی اشتغال داشت. سید اسدالله دوران کودکی را در آذر
شهر سپری کرد ودر حالی که بیش از چهار سال نداشت مادرش را از دست داد وبا فقدان
مادر در دامان پدر ونامادری پرورش یافت. سید اسدالله دوران کودکی سختی را تجربه کرد.
در شانزده سالگی با از دست دادن پدر، بار سنگین اداره منزل وامرار معاش نامادری وسه
فرزند دیگر بردوش او افتاد ودر همان مغازه بزازی شغل وحرفه پدر را ادامه داد.
در عنفوان جوانی جهت کسب علم وتحصیل در مدارج بالاتر تصمیم گرفت به شهر قم
مهاجرت کند.علی رغم نامساعد بودن جو کشور به جهت استبداد رضا خانی وسختگیری
حکومت نسبت به حوزه وروحانیت، ایشان با انتخاب این مسیر گامی نو در پیش روی خود
قرار داد. شهید مدنی مبارزات سیاسی و اجتماعی خود را از دوران تحصیلش در قم شروع
کرد.مبارزاتی که هر روز برای وی سختی ومصایبی جدید از جمله تبعید های اجباری،
ممنوع الخروج بودن از کشور، تهدید و... را به دنبال داشت.
شهید مدنی به مدت چهار سال افتخار شاگردی حضرت امام خمینی (ره) را داشت.
شهید محراب پس از چندی به نجف اشرف هجرت نمود ودر حوزه علمیه آن شهر به تکمیل
تحصیلات خود مبادرت ورزید و درآنجا از مجالس علمی وکلاسهای درس آیات عظام ، سید
عبدالشایسته شیرازی، سیدابوالحسن اصفهانی، سید ابوالقاسم خویی وآیت الله حکیم استفاده
کرد وپس از چندی اجازه اجتهادش از جانب آیت الله حکیم صادر گردید.
شهید مدنی نخستین کسی بود که در نجف به ندای امام لبیک گفت وکلاسهای درس خود را
تعطیل نمود و وقتی که امام به عراق تبعید شد، شهید محراب همواره یار وپشتیبان ایشان
بود وامام نیز وی را به جلسات خود دعوت می کرد وامور حساس را به او می سپرد.
بر اثر فعالیتهایی که بر علیه رژیم ستم شاهی داشتند به نورآباد ممسنی، گنبد کاوس،بندر
کنگان ومهاباد تبعید می شوند وبا اوج گیری انقلاب اسلامی از تبعید به قم بازگشت وپس از
پیروزی انقلاب به دعوت مرم همدان راهی این شهر شدند.درجریان تشکیل مجلس خبرگان از
سوی مردم همدان به آن مجلس راه یافت وپس از شهادت آیت الله قاضی طباطبایی، از سوی
امام خمینی (ره) به عنوان نماینده امام وامام جمعه تبریز انتخاب شدند.
آیت الله مدنی نماز جمعه را به عنوان یکی از ارکان نظام میدانست وهمیشه از این موضوع
جهت تثبیت نظام جمهوری وخدمت به مردم استفاده میکرد ومخالفین نظام ومنافقین که نماز
جمعه وبیدارگری های امام جمعه را سد راهی جهت رسیدن به اهداف خود در ایران می
دانستند، با اتکا به قدرت پوچ و ریاکارانه تروریستی خود سرمایه های گرانقدر را از این
طریق از ملت ما گرفتند.
از خصوصیات بارز آیتالله سید اسدالله مدنی اعتقاد عمیق ایشان به اعلمیت امام وبرپایی
نمازهای شبانه بود که دراثنای این عبادات همیشه شهادت را از خداوند طلب می کرد.
وسرانجام در همین سنگر بود که روز بیستم شهریور توسط منافقی شقی در محراب عبادت
به شهادت رسید و فوز عظیم یافت.
پس از شهادت مظلومانه این سید جلیل القدر، استاد شهریار که در این حادثه بسیار متاثر
شده و گریسته بود در رثای ایشان اینچنین سرود:
خلوتی با ملک العرشم بود جستم احوال شهیدان در خواب
خود صدای مدنی بود که گفت شهریارا ولهم حسن مآب
( روحش شاد یادش گرامی )
همزمان با هفته ی دولت: کتابخانه عمومی حکمت در روستای خوزنین افتتاح شد
کتابخانه عمومی حکمت در روستای خوزنین با حضور مهدی رمضانی مدیرکل کتابخانه های استان، ارسلان قاسمی فرماندار بویین زهرا و حجت الاسلام حسین انصاری امام جمعه دانسفهان همزمان با آخرین روز هفته ی دولت به افتتاح رسید.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان قزوین، قربانعلی ولی زاده بخشدار رامند، ابوالفضل جهانگیربخت رییس فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بویین زهرا، یدالله کاظمی شهردار دانسفهان، مرتضی درزی رامندی عضو شورای شهر دانسفهان، علیرضا قموشی عضو شورا و رییس آموزش و پرورش بخش رامند، دهیار و اعضای شورای اسلامی روستای خوزنین از دیگر میهمانان این مراسم بودند که کارشناس عمرانی و امور کتابخانه های استان در رابطه با اقدامات انجام شده برای راه اندازی این کتابخانه توضیحاتی را به آن ها ارایه دادند.
در این مراسم رمضانی مدیرکل کتابخانه های عمومی استان حضور پررنگ و همکاری خوب مسئولان شهرستان بویین زهرا و بخش رامند در راه اندازی این کتابخانه روستایی را قابل تقدیر ذکر کرد.
وی اظهار داشت: هدف ما ارتقای سرانه مطالعه و افزایش اشتیاق به مطالعه بین عموم آحاد جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان است که در این راستا توسعه فضای مطالعاتی و فرهنگی در تمامی مناطق از اولویت ها است.
همچنین فرماندار بویین زهرا، امام جمعه دانسفهان و بخشدار رامند نیز در این مراسم در رابطه با اهمیت فعالیت های فرهنگی و لزوم حمایت از این فعالیت ها سخنانی ایراد کردند.
کتابخانه عمومی حکمت روستای خوزنین در زمینی به مساحت 770 متر مربع در ساختمانی با زیربنای 230 متر به بهره برداری رسید زمین این کتابخانه توسط خانواده "دانیالی" اهدا شده است.
این کتابخانه در حال حاضر دارای مخزن اصلی، بخش کودک، سالن مطالعه، بخش نشریات و بخش خدمات اینترنتی است.
روستای خوزنین از توابع بخش رامند شهرستان بوئین زهرا می باشد و دارای 2779 نفر جمعیت می باشد.
فاطمه درزی رامندی ریاست اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بویین زهرا را برعهده دارد.

طی حکمی از سوی مهدی رمضانی مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قزوین فاطمه درزی رامندی رییس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بویین زهرا معرفی شدند.
یاداور می گردد که پیش از این علی بالایی رییس اداره کتابخانه های شهرستان بوئین زهرا را بر عهده داشت که با حکم جدید مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قزوین بالایی مدیرکل کتابخانه های عمومی شهرستان اوج را بر عهده گرفت.
انتصاب سرکار خانم فاطمه درزی رامندی به عنوان رییس جدید اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بویین زهرا تبریک عرض نموده و توفیقات وی را در انجام ماموریت خواستاریم.