به مناست هفته کتاب و کتابخوانی و روز کتابدار مسئولین شهر دانسفهان (امام جمعه محترم شهر ،بخشدارمحترم بخش ،شهردارمحترم دانسفهان ،شورای شهر ، مسئول نمایندگی آموزش و پرورش ،ریاست نیروی انتظامی ،مسئول بسیج و ائمه جماعت شهرو جمعی از شهروندان شهر دانسفهان )با حضور در کتابخانه آیت اله مدنی ضمن تبریک این هفته و تبریک روز کتابدار از بخشهای مختلف کتابخانه بازدید بعمل آوردند .
انیس کنج تنهایی کتاب است فروغ صبح دانایی کتاب است

روز بیست سه آبان ماه، آغاز هفته کتاب و کتاب خوانی است. در این هفته، با اجرای برنامه هایی که به وزش نسیم معرفت از سوی دریای کتاب و معانی ناب به سمت اندیشه همگان می انجامد، تلاش میشود تا به تقویت فرهنگ مطالعه و گسترش سطح آگاهی های عمومی کمک شود .
کتاب، دروازه ای به سوی جهان گسترده دانش و معرفت است و ارائه کتاب های خوب، یکی از بهترین ابزارها برای به کمال رساندن انسان هاست و کسی که در این دنیای زیبا به زندگانی می پردازد، نمی تواند با دنیای کتاب بی ارتباط باشد. پس بیاییم با گرامی داشت این هفته و نام مبارک آن، با هدیه کتاب هایی به هم نوعان خود، در پروراندن دانش و کمال سهیم باشیم.
کتاب، همچون خورشید، فضای زندگی را روشن می کند و به همگان نور، شور و گرما می بخشد. کتاب، مثل باران بر سرزمین دل ها می بارد و اندیشه ها و کردارها را رونق، زیبایی و طراوت می دهد. کتاب، نقشی به مانند پرندگان به آدمی دارد که او را برای اوج و بال کشیدن و پرواز آماده می سازد. در پرتو کتاب است که شکوفایی، سرسبزی و بالندگی فرهنگ دینی ما به اوج می رسد. کتاب، والاترین جایگاه را در گستره های فردی و اجتماعی داراست که بر اندیشه ها و دل ها می درخشد و پیوسته بر زندگانی نورافشانی خواهد کرد.
در روزگار پیشرفت های چشم گیر بشر در عرصه های دانش و نوآوری و فرهنگ کتاب نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، که گسترده تر و تازه تر شده و جلوه هایی پایدارتر یافته است. بی گمان آنان که گام های بلندی در پیشرفت های گوناگون برداشته اند، هرگز با کتاب و کتاب خوانی بیگانه نبوده اند. آنها مطالعه را به عنوان عنصری اصلی و ضروری در زندگی خود دانسته و آن را برای بازتاب نور، جلوه و جمال فرهنگ بر دل های همه جهانیان برای تحولی اساسی مناسب دانسته اند.
اسلام، دین اندیشه و معرفت، و دین دانش، کتاب و معنویت است و می توان گفت آیین آسمانی ما، پرچمدار کتاب و کتاب خوانی در زمین است و این حقیقت، با اندک کاوشی در لابه لای ورق زرین تاریخ اسلام به خوبی نمایان خواهد شد. تأثیر کتاب در صدور اندیشه و فکر، انکارناپذیر است. درواقع، تنها راه انتقال علوم گذشتگان به این عصر، کتاب بوده که در روایات نیز بر آن تأکید شده است. با این توصیف، ما وارثان فرهنگ پویا و تمدن والای اسلامی، برای تحقّق آن فرهنگ، باید به کتاب و کتاب خوانی اهمیت داده و کتاب را به عنوان یک کالای تأثیرگذارِ فرهنگی و معنوی، ارج نهیم.
گرایش همگانی مردم و به ویژه نسل جوان به ایده ها و آرمان های انقلاب اسلامی که در سایه سار درخت پربرگ و بار اسلام و نسیم حیات بخش معنوی آن شکل گرفت، این توقّع را ایجاد می کند که کتاب هایی به دور از افراط و تفریط در مسیر راه آنان قرار گیرد و روح همه تشنگان حقیقت را، از آب گوارای دین باوری و خداخواهی سیراب سازد. بر این اساس، قرآن کریم این کلام آسمانیِ آخرین فرستاده خدا، با دارابودن پاسخ تمام مسایل و نیازهای مادی و معنوی تمامی انسان ها در طول تاریخ، بهترین کتاب برای عامه مردم، به ویژه محقّقان می باشد و می توان با گسترش فرهنگ قرآنی در جامعه، بهره های معنوی فراوانی از این کتاب عزیز و سترگ گرفت و آن را به کار بست.
نهج البلاغه امام علی علیه السلام ، خورشیدی است که در میان کتاب ها و نوشته های بشری می درخشد. این کتاب ارجمند، سرشار از شکوه، زیبایی و معنویت است. نهج البلاغه، پرتوی از اندیشه های تابناک امام حق و عدالت، حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام می باشد که تا به حال، ترجمه ها و شرح های ارزنده ای بر آن نوشته اند. چه خوب است وقتی سخن از کتاب و کتاب خوانی است، کلام را به نام این کتاب والا و ارزشمند و پدیدآورنده آن زینت بخشیم و همگان را به مطالعه این دریای عمیقِ دانش و معرفت و هنر فراخوانیم.
کودکان و نوجوانان، سرمایه های عظیم میهن اسلامی، و آینده سازان و پاسداران ارزش های دینی و انقلابی اند. به همین سبب، ارائه کار و کتاب برای کودک و نوجوان، اهمیت ویژه ای دارد. پرداختن به کمیّت ها و کیفیت های مطلوب کار برای کودکان در زمینه انتشار کتاب و همچنین کتاب رسانی و خدمات فرهنگی به کودکان و نوجوانان مناطق محروم، از مسایلی است که هرگز نباید مورد غفلت و کم توجّهی قرار گیرد.
کمک به فراهم کردن امکانات و فرصت های مطالعاتی برای کودکان و نوجوانان، افزون بر همت و تلاش خود آنان، تلاش ها، برنامه ریزی ها و مشارکت های سنجیده و معقول اولیا و مربیان را می طلبد. تهیه و خرید کتاب، تشویق و ترغیب نوجوانان به مطالعه، همراهی آنان در بازدید از نمایشگاه ها و فروشگاه های کتاب، هدیه دادن کتاب، کتاب خوانی برای فرزندان و...، از شمار فعالیت های سازنده و برجسته پدران و مادران در تثبیت و تعمیق علاقه کودکان به کتاب و کتاب خوانی است.
علاقه به کتاب و کتاب خوانی، باید از کودکی به وجود آید. از راه های علاقه مند کردن کودکان به کتاب و کتاب خوانی، این است که بزرگ ترها هم چنان که خود مطالعه می کنند، آثار کودکانه مناسبی را انتخاب و در فرصت های مطلوب، برای کودکانشان بخوانند. این کار باعث می شود کودک، دوستدار کتاب و علاقه مند به کتاب خوانی پرورش یابد و این عشق و علاقه، به تدریج در وجودش نهادینه شود. بنابراین، برای رسیدن به شرایط مطلوب، چاره ای جز به وجود آوردن عادت کتاب خوانی از دوران کودکی در انسان ها نداریم. پس باید مطالعه را به کودکان و نوجوانان آموخت و آنها را به این مسئله عادت داد.
در میان کتاب های فراوانی که وارد بازار کتاب می شود، هر نوع کتابی می تواند خودنمایی کند. در واقع هم آثار مفید و خوب به میدان می آید و هم کتاب های بی فایده و گاه با ضرر و زیان. بر این اساس، در مسئله انتخاب کتاب برای مطالعه، باید دقّت فراوانی صورت گیرد و کتاب های سودمند انتخاب شود، تا هم خوب کتاب بخوانیم، و هم کتابِ خوب مطالعه کنیم.
تأثیر عمیق کتاب در گسترش فرهنگ جامعه و سرعت بخشیدن به پیشرفت روزافزون آن، انکارناپذیر است و نمی توان توسعه و رشد همه جانبه جامعه را، بدون در نظر گرفتن مطالعه و کتاب مورد بحث و نظر قرار داد. از این جهت، کتاب و کتاب خوانی، از مقوله های قابل توجه فرهنگی است که ترویج آن در جامعه ضروری به نظر می رسد. پیرایش فرهنگ از زاویه های زیان آور و آرایش آن با پاکی و خلوص و گسترش آن در همه سطوح و برای تمام قشرهای جامعه، به تلاش و هم بستگی همگانی نیازمند است که کتاب می تواند در این عرصه و میدان، به خوبی به کار گرفته شود و کارایی خود را به نیکی ظاهر سازد.
بی شک گسترش کتاب خوانی به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر، تنها زمانی به فرهنگی عمومی تبدیل می شود که جامعه آن را نیازی پایان ناپذیر و وسیله ای برای رشد و پویایی شخصیت خود بداند و مطالعه، در کنار سایر کارهای روزانه، در زندگی مردم وارد شود و این گونه نباشد که کتاب، به افراد خاصی از جامعه اختصاص داشته باشد ؛ بلکه همگان تکامل و پیشرفت را در انس با کتاب بدانند. البته گسترش کتاب خانه و چاپ فراوان کتاب و کارهایی مثل این نیز بی تأثیر نیست، ولی نکته مهم، همان ایجاد میل و انگیزه در افکار جامعه است ؛ یعنی برنامه ریزی ها به گونه ای باشد که احساس نیاز به کتاب در جامعه زنده شود.
صعود به قلّه های بلندآوازه کمال و ارزش های والای انسانی، تنها در صورتی ممکن است که علم و دانش، جایگاه واقعی خود را در میان ما بیابد و تأثیرگذاری عظیم آن در رسیدن به این اهداف برایمان روشن شود. در این صورت، کتاب و مطالعه نیز به عنوان ابزار انتقال علم، جایگاه خویش را به دست خواهد آورد و گرایش جامعه به آن رشد می نماید. در نتیجه، نویسندگان و ناشران کتاب نیز برای برطرف ساختن نیازهای جامعه، ناچار از تولید و توزیع گسترده تر کتاب خواهند شد و تحوّل عظیمی در فرهنگ و فکر جامعه پدید می آید. در این صورت، حرکت به سوی تمدّن و پیشرفت، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.
خانواده، نخستین دنیایی است که کودک با آن آشنا می شود. گفتار و مهم تر از آن رفتار اعضای خانواده، در شکل گیری شخصیت کودک تأثیر به سزایی دارد. از این رو، همه اعضای نهاد خانواده می توانند با گفتار و رفتار خود، بر دیگر اعضا تأثیر مثبت یا منفی بگذارند. اگر کودک در خانواده ای پرورش یابد که اهل مطالعه اند و کتاب های سودمندی در اختیارش قرار می دهند، به یقین او هم با کتاب و مطالعه انس پیدا می کند.
برای پیش گیری از معضلات اخلاقی، رهایی از پوچ گرایی، بالابردن سطح تحصیلی نوجوانان و جوانان، و نیز پیشرفت وضعیت فرهنگی خانواده ها، باید آنان را به مطالعه هرچه بیشتر تشویق کنیم؛ چرا که پرورش ذهن خلاق و مبتکر دانش پژوهان و تقویت روحیه علمی و دینی نسل سوم این مرز و بوم و باز شدن افق دید آینده سازان برای مشاهده شگفتی های جهان، همه در گرو مطالعه است. بر این اساس، با توجه به اهمیتی که دین مبین اسلام و بزرگان دینی به مطالعه داده اند، برای دفاع از آرمان های دینی و فرهنگ اسلامی و جبران عقب ماندگی ها و رسیدن به خود باوری، باید فرهنگ مطالعه همگانی شود.
کتاب خانه های عمومی، در گسترش دانش و ارتقای میزان آگاهی های عمومی جامعه نقش به سزایی دارند. به تعبیری، عزم این نهاد، کمک به بالندگی و شکوفایی استعدادهای فردی، در راستای تولید اندیشه، علم و غنای فرهنگ جامعه می باشد. کتاب خانه، نهادی است که با در اختیار داشتن بخش قابل توجهی از دانش، زمینه بهره گیری مناسب از اندوخته های بشری را فراهم می آورد و با تأمین فرصت های لازم، امکان آموختن همیشگی را برای اعضای جامعه مهیّا ساخته و بر پیشرفت حیات اجتماعی می افزاید. با این توصیف، وظیفه همگان است که با استقبال از این مکان ارزشمند، بر شکوفایی استعدادهای نهفته میهن اسلامی مان بیفزایند.

روز 13 آبان، یادآور حوادث مهمی است که در شکل گیری انقلاب اسلامی و بیرون راندن مظهر استکبار یعنی آمریکا از ایران نقش اساسی داشتند. در روز 13 آبان 1343، مأموران رژیم شاه، حضرت امام خمینی(ره) را در قم دستگیر و به دستور آمریکا، به ترکیه تبعید کردند. در روز 13 آبان 1357، دانش آموزان تهرانی در اعتراض به دخالت های آمریکا در ایران، راه پیمایی کردند، ولی دژخیمان رژیم شاه، به آنان حمله کرد و آنان را به خاک و خون کشید. در روز 13 آبان 1358، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، لانه ی جاسوسی آمریکا را در تهران تسخیر کردند و جاسوسان آمریکایی را به گروگان گرفتند. بدین ترتیب، مبارزه ی ضد آمریکایی مردم ایران، ابعاد جدیدتری پیدا کرد. بنابراین، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، این روز را به روز «ملّی مبارزه با استکبار» نام گذاری کردند.
ضمن عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت عزاداری سالار شهیدان از اعضای کتابخانه آیت اله مدنی دانسفهان و همچنین از سایر عزیزان کتابخان دعوت به مطالعه کتاب ویژه ما ه محرم داریم باشد که طاعات و عزاداری هایتان مورد قبول درگاه ابدیت قرار گیرد .
درزی رامندی مسئول کتابخانه آیت اله مدنی دانسفهان
20مهرماه،
روز بزرگداشت حافظ
خواجه شمس الدین محمد شیرازی شاعر و
حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغیب از بزرگترین شاعران غزل سرای ایران
و جهان به شمار می رود. حافظ را نمی توان از سنخ شاعران تک بعدی و تک ساحتی محسوب و
تفکر شاعرانه اش را تنها به یک وجه خالص تفسیر و تاویل کرد.
شعر حافظ دارای ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از
راز و رمز و پرسش از حقیقت هستی است.
صبحدم از عرش می آمد خروشی، عشق
گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند
خواجه شمس الدین
محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی
ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به
جهان گشود. پدرش بهاءالدین، بازرگان و مادرش اهل کازرون بود. پس از مرگ پدر،
شمس الدین کوچک نزد مادرش ماند و در سنین نوجوانی به شغل نانوایی پرداخت. در همین
دوران به کسب علم و دانش علاقه مند شد و به درس و مدرسه پرداخت. بعد از تحصیل علوم،
زندگی او تغییر کرد و در جرگه طالبان علم درآمد و مجالس درس علمای بزرگ شیراز را
درس کرد. او به تحقیق و مطالعه کتابهای بزرگان آن روزگار- از قبیل کشاف زمخشری،
مطالع الانظار قاضی بیضاوی و مفتاح العلوم سکاکی و امثال آنها- پرداخت. همچنین در
مجالس درس قوام الدین ابوالبقاء عبدالله بن محمود بن حسن اصفهانی شیرازی نیز حضور
داشت.
حافظ- همچنانکه از تخلص او برمی آید- قرآن را
از حفظ داشت و به چهارده شکل (قراآت هفتگانه) می خواند. حافظ دارای زن و فرزندان
بود. در غزلیاتش به مرگ یکی از فرزندانش اشاره کرده است:
دلا دیدی که آن
فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق
رنگین؟
به جای لوح سیمین در کنارش
فلک بر
سر نهادش لوح سیمین
حافظ به سفر علاقه ای نداشت و چون دلبستگی خاصی
به شیراز داشت تقریبا تا آخر عمر از شیراز خارج نشد و تنها یکبار به شهر یزد سفر
کرد ولی به خاطر ملالت از یزد و یزدیان به شیراز بازگشت:
دلم از وحشت
سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان
بروم
همچنین به دعوت سلطان محمود دکنی راهی دکن شد ولی در جزیره هرمز
گرفتار طوفان گردید و به همین دلیل سفر خود را آغاز نکرده به پایان برد و به شیراز
بازگشت.
حافظ مردی بود ادیب، عالم به علوم ادبی و شرعی
و آگاه از دقایق حکمی و حقایق عرفانی. استعداد خارق العاده او در تلفیق مضامین و
آوردن صنایع گوناگون بیانی در غزل او را سرآمد شاعران زمان خویش و حتی تمامی شاعران
زبان فارسی کرده است. او بهترین غزلیات مولوی، سعدی، کمال، اوحدی، خواجو و سلمان را
استقبال کرده است اما دیوان او به قدری از بیتهای بلند و غزلیات عالی و مضمونهای نو
پر است که این تقلیدها و تأثرها در میان آنها کم و ناچیز می نماید. علاوه بر این،
مرتبه والای او در تفکر عالی و حکمی و عرفانی و قدرتی که در بیان آنها به فصیح ترین
و خوش آهنگ ترین عبارات داشته، وی را به عنوان یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین
شاعران ایران قرار داده و دیوانش را مورد قبول خاص و عام ساخته است.
این نکته را نباید فراموش کرد که عهد حافظ با
آخرین مراحل تحول زبان فارسی و فرهنگ اسلامی ایران مصادف بود. از این روی زبان و
اندیشه او در مقایسه با استادان پیش از وی به ما نزدیک تر است و به این سبب است که
ما حافظ را بیشتر از شاعران خراسان و عراق درک می کنیم و سخن او را بیشتر می
پذیریم.
از دیگر نکات اشعار او، توجه خاص او به استفاده
از صنایع مختلف لفظی و معنوی است به نحوی که کمتر بیتی از او می توان یافت که خالی
از نقش و نگار صنایع باشد. اما چیره دستی او در به کار بردن الفاظ و صنایع به حدی
است که صنعت در سهولت سخن او اثری ندارد و کلام او را متکلف نمی نماید.
برخلاف اطلاعات حافظ از دقایق عرفانی و اشارات
مکرر او به نکات عرفانی، حافظ پیرو طریقتی خاص نبوده است بلکه به عقیده بسیاری، خود
او به تنها مراحل سلوک و کمال را طی کرده و به درجاتی نیز رسیده است.
دیوان کلیات او
مرکب است از غزلیات، چند قصیده، قطعه، رباعی و دو مثنوی کوتاه با نامهای «آهوی
وحشی» و «ساقی نامه».
از نکات قابل توجه درباره دیوان حافظ، رواج
"فال گرفتن"- تفأل- از آن است که سنتی تازه نیست و از دیرباز درمیان آشنایان شعر او
متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می توان- به هر تأویل و توجیه-
بیتی را حسب حال فال گیرنده یافت، او را « لسان الغیب» لقب داده اند.
حافظ با توان شاعری بسیار داستانهای قرآنی را
با اشارههای ظریف در شعرش بیان میکند اما به واقع او ناظم شعر نیست که به بیان
روایی داستان بپردازد بلکه شاعری تواناست که با تخییل و شناخت عمیق بسیاری از مسایل
قرآنی و اجتماعی را در قالب شعر ارائه میدهد.
نگاه حافظ به جهان هستی نگاهی فراگیر است به
گونهای که تمام مسایل مادی و معنوی را با بیانی شیرین و محکم و با بکارگیری
استعاره و تشبیه، ایهام و مجاز و سایر صناعات ادبی بیان میکند.
زمانی که با شاعری چون حافظ رو به رو هستیم در
واقع با جهانی سرشار از ظرافت و معنا رو به روییم. گسترگی معنایی در شعر او به حدی
است که هر کس از دیدگاه خویش مفاهیم ذهنی متناسب با تفکر خود را در شعرش پیدا می
کند و نظری خاص درباره او ارائه میدهد.
اصطلاحات عرفانی که در شعر حافظ بکار برده
میشود، در اثر آگاهی کامل و شناخت معنایی صحیح است اما به واقع حافظ قبل از اینکه
عارف باشد شاعری بزرگ و تواناست و تفکر شاعرانهاش بر عرفان او برتری دارد. حافظ
دیدگاه عارفانه و امیدوار کننده دارد و عرفان به مفهوم واقعی کلمه در اشعار او
نمایان است و در شعرش همواره امید به آیندهای روشن را نوید میدهد به گونهای که
مخاطب با مطالعه اشعارش به نوعی لذت معنوی دست مییابد.
حافظ شاعری است که در قرن حاکمیت زهد و ریا و
خفقان، شعری فراگیر و رندانه دارد و از همه مسائل جهان هستی با بیانی ظریف و رندانه
سخن میگوید و همواره از تظاهر و تزویر دوری می جوید و شعر برایش جنبهای متعالی و
آرمانی دارد.
اشعار حافـظ شیـرازی بـا الـهـام از تعالیم
ناب اسلامی و مفاهیم گرانقدر قرآنی سروده شده است و همگـی ایـن اشعـار
حـاوی کنایات و استعارات زیبا و بی نظیر است.
این شاعر پرآوازه ایران زمین در سال791 یا
792 هجری قمـری دارفـانـی را وداع گفت.
روحش شاد.